آدرس اتحادیه

موسسه سبز رهایی دوست

شماره ثبت 899

(اتحادیه کمپ های ترک اعتیاد)

قزوین نادری جنوبی کوچه شهید زرآبادی پلاک 5

ساختمان غنچه

تلفن 33324141

طبقه بندى مواد اعتياد اور

 

اعتیاد یــک «بیمارى اجتماعی» است که عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار « مواد اعتیاد آور» می‏ گردد.اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد. در واقع اعتیاد عملی است که فرد از روی نا آگاهی و تکرار انجام داده و جدایی از آن عمل برایش سخت و دشوار می شود .

بطور کلی وطبق طبقه بندی سازمان جهانی بهداشت مواد اعتیاد آور بصورت زیر طبقه بندی می گردد.

 

مواد مخدر اعتیاد آور

کانابیس ها (Canabis)- حشیش و ترکیبات مشابه

محرک ها (Stimulants) 

توهم زاها (Hallucinogenes)

فن سیکلیدین و کتامین

داروهای خواب آور _ تسکین بخش

مواد استنشاقی(Inhulants) 

اپییوئید ها (Opioid)

الکل _ اتانل


۱_ کانابیس ها (Canabis)- حشیش و ترکیبات مشابه
این گروه از مواد به نام های ماری جوانا، علف ، گرس ، بنگ ، و غیره وجود دارد
در این دسته ماری جوانا یک توهم زا سبک محسوب می شود . 

۲_ محرک ها (Stimulants)
مواد محرک که موجب وابستگی شدید می شوند : کوکائین ، آمفتامین ، متیلن دی اکسی آمفتامین و مت آمفتامین ( شیشه ) ریتالین ، فرم تدخینی کوکائین ( کراک )
توضیح : هرچند در دسته بندی فوق کراک در گروه محرک ها قرار گرفته اما کراک موجود در بازار مصرفی ایران به علت داشتن ترکیب های اپیوئیدی صناعی نوعی مخدر اپیوئیدی محرک محسوب می شود
از مواد محرک با وابستگی کم نیز می توان از کافئین ، نیکوتین ، افدرین ، سودوافدرین، تئوفلین ، فن فلورامین 

۳_ توهم زاها (Hallucinogenes)
عبارتند از لیزرژیک اسید دی اتیل آمید (Lsd) قارچ های جادوئی (Magic musharoom)
دی متیل تریپتامین ، مسکالین، متیل دی اکسی آمفتامین((MDA
متیل دی اکسی  مت آمفتامین ) MDMA یا Extasy یا X ( که با توجه به ترکیب و عوارض Mda,Mdma   جز توهم زاهای محرک محسوب می شوند . 

۴_ فن سیکلیدین و کتامین
 یک گروه متنوع و غیر متجانس هستند که برخی اثرات توهم زاها را داشته اما اثرات مجزای دیگری هم تولید میکنند 

۵_ داروهای خواب آور _ تسکین بخش
این داروها معمولا برای کاهش اضطراب  و درمان بی خوابی به کار می روند بنزودیازپام ها شامل دیازپام ، کلرودیازپوکساید ، لورازپام ، فلورازپام ، و… هستند
گروه دوم این دسته داروهای Sedative Hypnotics شامل بار بیتورات ها مانند فنوباربیتال ، سکو باربیتال ، آموباربیتال هستند 

۶_ مواد استنشاقی(Inhulants)
انواع بسیار متنوعی از این مواد وجود دارد مانند : بنزین ، اتر ، تینر ، انواع اسپری ، برخی مواد پاک کننده ، برخی محلول ها ، برخی رنگ ها ، و… 

۷_ اپییوئید ها (Opioid)
این گروه از نظر طبیعی یا صانعی بودن به دوگروه تقسیم می شوند :
طبیعی : تریاک ،شیره ، پاراگوریک
صناعی : مورفین ، و اپییوئیدهای مشابه آن ( متادون،  Laam  پروپوکسی فن ، Daroon )،
مپردین و اپیوئیدهای مشابه آن ( پتیدین ، آنیلیریدین ، دیفنوکسیلات ،  لوپرامید ، آلفاپرودین
و دیگر اپیوئیدها نظیر پنتازسین ، بوپره نورفین ، ( تمجیزک و نام های مشابه تجاری مشابه ) بوترفانل، نالوکسان ، نالترکسون ،…
نوع دیگر طبقه بندی مواد اپیوئیدی بر حسب آگونیست خالص یا آگونیست نسبی یا آنتاگونیست بودن آنهاست :
اپیوئیدهای آگونیست خالص : مورفین ، متادون ، اکسی کدون، مپریدین ، پروپوکسی فن ، هروئین ، تریاک ، شیره ، هیدرومورفین ، و کدئین
اپیوئید های آگونیست نسبی : پنتازوسین ، نالبوفین ، بوپره نورفین ، بوتور فانول
آنتاگونیست های اپیوئیدی : نالوکسان و نالترکسون 

۸_ الکل _ اتانل

۹- توتون و قهوه

حمايت سالم و ناسالم

اکثر اوقات عدم آگاهی اعضای خانواده از نحوه کمک به عزیز مصرف کنندشان، باعث می شوند تا او عواقب واقعی اعتیاد خود را تجربه نکرده و در نتیجه با مصرف روز افزون مواد حتی موجبات مرگ خود را فراهم آورد. دلیل این گونه حمایت های خانواده این باور غلط است که آنها قادر به کنترل کردن و مسئول زندگی فرد مصرف کننده خانواده هستند. در عین حال، حمایت ناسالم از عضو مصرف کننده خانواده سرانجام منجر به آشفتگی و غیر قابل اداره شدن زندگی خود اعضای خانواده نیز می شود.

 

مواقعی که کمک کردن کارساز نیست

حمایت ناسالم به اقدامات و رفتارهایی گفته می شود که اعضای خانواده به منظور کمک کردن به مفرد مصرف کننده انجام می دهند، اما نتیجه ای جز آسان تر شدن  مصرف مواد برای او به همراه ندارد. آنها اغلب نمی دانند که این نوع کمک های آنان به فرد مصرف کننده، باعث شدت پیدا کردن بیماری او می شود. اعضای خانواده مصرف کنندگان تصور می کنند که رفتارهایی کاملا طبیعی و از روی عشق و علاقه نسبت به فرد از خود نشان می دهند. با آنکه نیت آنها برای کمک به مصرف کننده کاملا مثبت بوده و قصد آنها نجات دادن او از رنج و بلاهائی است که اعتیاد بر سرش آورده، اما به تجربه بارها ثابت شده است که این گونه کمک ها برای فرد مصرف کننده زیان آور و در مواقعی حتی مرگبار است، چون باعث می شود تا فرد مصرف کننده به این نتیجه برسد که  هر بلا و گرفتاری که بر اثر مصرف برسرش بیاید اعضای خانواده مشکلاتش را حل می کنند و نخواهند گذاشت تا او به نابودی کشیده شود . همین تصور غلط باعث خواهد شد تا وی بدون نگرانی و به راحتی به مصرف مواد ادامه دهد.

تجربه نشان داده است که اکثر مصرف کنندگان برای آگاه شدن از  شدت آسیب های بیماری اعتیاد و تمایل پیدا کردن به بهبودی، نیاز دارند تا با عواقب واقعی بیماریشان رو به رو شوند. زمانی که آنها به اوج بدبختی و فلاکت می رسند مجبور می شوند تا انکار کردن را رها کرده و مشکل  خود و عوارض ناگوار آن را بپذیرند. این دقیقا همان زمانی است که برای ترک و آغاز کردن مسیر بهبودی خود کمر همت بسته و دست به کار می شوند.

 

تفاوت بین حمایت سالم و ناسالم     

بیشتر اعضای خانواده مصرف کنندگان به راحتی نمی توانند فرق بین کمک کردن به فرد مصرف کننده برای پاک شدن و حمایت ناسالم از او را تشخیص دهند. بین این دو نوع حمایت تفاوت بسیار ظریفی وجود دارد. دانستن تفاوت بین حمایت سالم و ناسالم به هوشمندی و زیرکی شما بستگی دارد. برای این منظور از خودتان بپرسید که انگیزه شما برای کمک کردن به فرد مصرف کننده چیست؟ آیا چون از اینکه یکی از اعضای خانواده شما مصرف کننده است احساس شرمندگی کرده و  می خواهید آبرو و حیثیت خانواده را در بین اقوام و آشنایان حفظ کنید؟ اگرچه ممکن است با این روش بتوانید مصرف عزیزتان را برای مدتی از دیگران مخفی نگه دارید، اما این گونه رفتارهای شما اساسا هیچ کمکی به پاک شدن فردمصرف کننده نخواهد کرد.   باید بدانید که کمک ها و حمایت های شما هر اندازه هم که باشد نمی تواند فرد مصرف کننده را به پاک شدن وادار کند و این فقط خود شخص است که می تواند خودش را از جهنمی که در آن قرار دارد خلاص کند.

برای تشخیص تفاوت بین حمایت ناسالم و کمک کردن (حمایت سالم) بهتر است ببینیم که معنی این دو لغت چیست. در فرهنگ لغت،  کمک کردن به معنی تلاش برای نجات دادن یک نفر یا انجام دادن کاری برای یک نفر دیگر، در شرایطی که خودش به تنهایی قادر به انجام دادن آن نیست. حمایت ناسالم یعنی قادر ساختن یک فرد به انجام دادن یک کاری یا  فراهم کردن امکان انجام  آن کار برای او. به این ترتیب، هرگاه که کمکی به عزیز مصرف کننده می کنید که باعث دور شدن او از عواقب بیماری و راحت تر شدن مصرف وی می شود، این کار در واقع حمایت ناسالم به حساب می آید. اگر شما واقعاً و از صمیم قلب خواهان کمک کردن به عزیز مصرف کننده خود هستید، دفعه بعدی که خواستید کاری برای او انجام دهید از خودتان بپرسید که آیا فردمصرف کننده به عنوان یک انسان بالغ خودش قادر به انجام آن کار هست یا خیر. وقتی با مصرف کننده خود مانند کودکی برخورد می کنید که به کمک و مراقبت نیاز دارد، در واقع مسئولیت زندگی توام با مصرف او را بر دوش می گیرید و دو پیام بسیار زیان آور برای او ارسال می کنید: اول این که ادامه مصرف مواد اشکالی ندارد چون شما در کنار او هستید تا از او مراقبت کرده و گرفتاری هایش را برطرف کنید. دوم اینکه شما او را تحقیر کرده  و ناتوان می پندارید، چراکه او را به عنوان یک انسان عاقل و بالغ که مسئول زندگی و سلامتی خودش است، به حساب نمی آورید. شما باید بپذیرید که مصرف کننده شما فردی ضعیف، احمق یا کودک نیست بلکه انسانی است که به یک بیماری مزمن مبتلا شده و تنها زمانی که واقعا تمایل به درمان بیماری خود داشته باشد خواهد توانست اقدامات لازم را انجام دهد. این تمایل واقعی در بیشتر مواقع زمانی فرا می رسد که فرد مصرف کننده به اندازه کافی پیامد ها و ناگواری های ناشی از  مصرف  خود را تجربه کرده باشد. با آنکه برای اعضای خانواده بسیارسخت است که ببینند مصرف کننده شان در عذاب و بدبختی غوطه ور است، اما باید بدانند که با حمایت های ناسالم خود وی را به سمت ادامه مصرف مواد و فلاکت و بدبختی بیشتر و درنهایت به سوی مرگ سوق می دهند.

نمونه هائی از حمایت ناسالم اعضای خانواده از فرد مصرف کننده، به بهانه کمک کردن به  او در زیر آورده شده اند:

 

١- نجات دادن او از دردسرهایی که به علت مصرف، خودش گرفتار آنها شده است. مثلا گذاشتن وثیقه برای آزاد کردن او از زندان، یا گرفتن وکیل برای دفاع از وی در دادگاه.

٢-  پرداخت کردن بدهی ها، چک ها و یا قبوض فرد مصرف کننده – به این علت که باعث می شود وی به جای پرداخت این بدهی ها، پول خود را صرف خرید مواد مخدر کند. .

٣- کمک های مالی و دادن پول به فرد مصرف کننده زمانی که همه اعضای خانواده می دانند که او این پول را مستقیما صرف تهیه مواد خواهد کرد و نه چیزی که ادعا می کند.

۴-دلیل و بهانه آوردن برای توجیه رفتارهای غیر مسئولانه فرد مصرف کننده. مثلا  زمانی  که به منظور مصرف مواد خود را به مریضی زده  و از شما می خواهد تا  به محل کار یا مدرسه او تلفن کرده و بگوئید که او به علت بیماری نمی تواند برسرکار یا کلاس درس حاضر شود.

۵- سرپوش گذاشتن روی رفتارهای ویرانگر فرد مصرف کننده که هم برای خودش و هم برای شما دردسر آفرین هستند. مثلاتوجیه رفتار های خشونت آمیز او به علت تحت فشار بودن و حق را به جانب مصرف کننده دادن.

۶- بر عهده گرفتن مسئولیت ها و وظایفی که خود فرد مصرف کننده باید بر عهده بگیرد. مثلا تامین کردن هزینه های زندگی فرد، در شرایطی که او از کار کردن امتناع می کند و یا انداختن بار مسئولیت های او بر دوش یکی دیگر از اعضای خانواده که در حال حاضر هزینه های زندگی را تامین می کند.

٧- باور کردن دروغ ها و وعده های پوچ و توخالی فرد مصرف کننده که باعث اعتماد کردن و دادن یک فرصت دیگر به او می شود.

٨-انکار کردن مصرف او و یا تاثیرات ناگوار آن بر زندگی اطرافیان. مثلا  این ادعا که مصرف مواد او موضوعی چندان مهمی نیست و او پس ازمدتی آن را کنارخواهد گذاشت، درصورتی که واقعا شاهد نابود شدن زندگی همه اعضای خانواده بر اثر بیماری او هستید.

٩-مخفی کردن بیماری او به این دلیل که آشکار شدن این موضوع باعث سرشکستگی و شرمندگی شما و سایر اعضای خانواده می شود.

١٠- دروغ گفتن به دیگران از جانب فرد مصرف کننده برای حفظ آبرو یا سرپوش گذاشتن بر روی رفتار او.

١١- نادیده گرفتن و صحبت نکردن درباره مشکل او به دلیل ترس و وحشت از واکنش های ناخوشایندی که فرد مصرف کننده از خود نشان می دهد.

 

اثرات حمایت ناسالم بر خانواده

١قربانی اعتیاد شدن

وقتی یکی از اعضای یک خانوادهمصرف کننده است، زندگی سایر اعضای آن خانواده نیز به علت توجه بیش از حد به فرد مصرف کننده از حالت عادی و طبیعی خارج می شود. همه اعضای خانواده به نوعی تحت تاثیر عواقب ناگوار بیماری فرد مصرف کننده قرار گرفته و از خود واکنش نشان می دهند و زندگی شان به نحوی مختل می شود. برخی از آنها کاملاً زندگی شخصی خود را به دست فراموشی سپرده و همه وقت و انرژی خود را برای نجات فرد مصرف کننده صرف می کنند. بعضی بیماری فرد را انکار کرده و همه تلاش خود را برای وانمود کردن این که در خانواده هیچ مشکلی وجود ندارد صرف می کنند. برخی دیگر از اعضای خانواده با خشم و عصبانیت به فرد واکنش نشان داده و برای وادار کردن او به قطع مصرف مواد و تبدیل شدن به یک عضو ایده آل در خانواده، همواره در حال جنگ و جدال می باشند. نکته مهم این است که همه این تلاش ها در واقع نوعی حمایت ناسالم به شمار آمده  و هیچ تاثیر مثبتی در متمایل شدن فرد مصرف کننده به بهبودی نخواهد داشت.

حمایت ناسالم از جمله عواملی است که نشان می دهد بیماری اعتیاد تا چه حد در زندگی بقیه اعضای خانواده نیز تاثیر می گذارد. وقتی اعضای خانواده به زندگی تلخ و ناسالمی که در کنار عضو مصرف کننده خانواده دارند عادت کرده و همه رفتارهای ناپسند و عذاب آور او را تحمل می کنند، ناخودآگاه نشان می دهند که بیماری اعتیاد زندگی آنها را نیز تحت تاثیر قرار داده  و آنها را هم در دام خود گرفتار کرده است. علت اصلی حمایت ناسالم از فرد مصرف کننده این است که اعضای خانواده تصور می کنند که قدرت آنرا دارند که با مهر و محبت یا تنبیه و مجازات، مصرف کننده خود را مجبور به قطع مصرف مواد کنند. همین تصورات باطل، باعث می شود که اعضای خانواده به شدت خود را درگیر زندگی فرد مصرف کننده کرده و با این کار خودشان نیز بیشتر و بیشتر گرفتار تبعات ناگوار این بیماری می شوند. کمک های شما به فرد مصرف کننده به منظور نجات دادن او از این بیماری، در واقع نشان می دهد که خود شما نیز در دام اعتیاد او گرفتار شده و دچار یک طرز فکر ناسالم شده اید.   اعضای خانواده فرد مصرف کننده به اشتباه خیال می کنند که با کمک کردن به فرد مصرف کننده، می توانند او را از دام بیماری رها کنند. با آن که بارها و بارها ثابت شده است که کمک های آنها به مصرف کننده نتیجه ای جز شکست به همراه نداشته است اما آنها باز هم به حمایت های ناسالم خود ادامه می دهند. این طرز فکر و رفتارهای اعضای خانواده نه تنها فرد مصرف کننده را به ادامه مصرف مواد ترغیب می کند، بلکه به کیفیت زندگی خودشان و اطرافیانشان نیز آسیب می رساند.

 

٢زندگی در بحران

هیچ کس ادعا نمی کند که زندگی در کنار یک فرد مصرف کننده کار آسانی است. بیشتر اوقات اعضای خانواده به طور  غریزی به فرد کمک می کنند و یا  نوع کمکشان بر اساس مطالبی است که ازفرهنگ و جامعه خود یاد گرفته اند. بعضی از اوقات نیز چاره ای ندارند جز اینکه برای حل و فصل مشکلات و بحران ها به فرد مصرف کننده کمک کنند. آنها ناچار می شوند برای پیشگیری از متلاشی شدن کانون خانواده هر کاری که از دستشان بر می آید را انجام دهند. مثلا هنگامی که حکم دادگاه برای توقیف خانه ای که شما برای آزادی مصرف کننده گرو گذاشته اید به شما ابلاغ می شود، شما چاره ای ندارید جز این که همه پس انداز خود که سال ها برای جمع آوری آن زحمت کشیده بودید را برای حفظ خانه خود هزینه کنید. یا مثلا  زمانی که  فرزند مصرف کننده شما در زندان است، ناخود آگاه همه فکر و خیال شما این است که هر چه زودتر او را از زندان آزاد کنید. دست برداشتن از این نوع کمک ها فرایندی است که به مرور زمان یاد خواهید گرفت. خودداری کردن از حمایت ناسالم کار بسیار سختی است و هیچ خانواده ای نمی تواند این کار را صد در صد درست انجام دهد. هر خانواده ای با توجه به شرایطی که در آن قرار دارد باید برای خود تصمیم بگیرد که چگونه می تواند به طور سالم و موثر به مصرف کننده خود کمک کند. در بیشتر اوقات اعضای خانواده زمانی کاملا رفتارشان را تغییرمی دهند که متوجه شوند تمام کمک هایشان به فرد  بیهوده و بی نتیجه بوده است  و آن وقت است  که برای نجات دادن زندگی خودشان، از حمایت های ناسالم دست بر می دارند.  خبر خوب و امیدوار کننده این است که اعضای خانواده با خودداری کردن از کمک های ناسالم به مصرف کننده خود هم او را برای پاک شدن تشویق می کنند، و هم زندگی خودشان را از تاثیرات ویرانگر بیماری اعتیاد پاک می سازند.

 

٣زندگی با شرم و ترس

اعتیاد بیماری است که با شرمساری و سرافکندگی فراوان همراه است. همانطور که فرد مصرف کننده بیماری خود را انکار می کند، اعضای خانواده او نیز وجود مصرف کننده در بین اعضای خانواده را انکار می کنند. اعتراف کردن به اینکه یکی از اعضای خانواده شما مصرف کننده  است کار بسیار دشواری است، چون این موضوع خصوصاً در جوامع و فرهنگ هائی که اعتیاد یک مشکل رفتاری و اخلاقی محسوب می شود، مانند یک ننگ بر پیشانی آن خانواده محسوب می شود. . اعضای خانواده از آن بیم دارند که خوشنامی و آبروی آنها بر اثر ننگ ناشی از مصرف کننده بودن یکی از اعضای خانواده از بین برود و به همین علت در بسیاری از مواقع برای پنهان ماندن مصرف او، اقدام به حمایت ناسالم از او می کنند.  گاهی نیز احساس گناه و مقصر دانستن خود در قبال مصرف کننده شدن  عضو خانواده ، موجبات حمایت ناسالم اعضای خانواده را فراهم می کند. مثلا بعضی از والدین تصور می کنند که مصرف کننده شدن فرزند آنها در واقع تقصیر آنها بوده و آنها بوده اند که با تربیت نادرست فرزندشان موجبات بیماری او را فراهم کرده اند و اکنون نیز به همین دلیل اقدام به کمک کردن به او می کنند. لازم است از خودتان بپرسید که آیا در صورتیکه فرزند شما به بیماری دیگری غیراز اعتیاد مبتلا بود،  آیا شما از ناخوش بودن او احساس خجالت و شرمندگی می کردید و سعی در پنهان کردن بیماری او داشتید؟ اگر اعضای خانواده این واقعیت را بپذیرند که اعتیاد نیز نوعی بیماری است، در آنصورت راحت تر می توانند خود را از چنگ بسیاری از بدبختی هایی که حمایت ناسالم برای آنها بوجود آورده است نجات دهند

 

 

۵زندگی در تباهی

زمانی که اعضای خانواده همه وقت و انرژی خود را برای حل مشکلات و مسائلی که فرد مصرف کننده ایجاد کرده است صرف می کنند، آسایش و سلامت زندگی خود را از دست می دهند. همان طور که برای فرد مصرف کننده تهیه و مصرف مواد خودش به یک کار تمام وقت تبدیل شده و باعث می شود تا او دیگر نتواند برای سایر مسئولیتهای زندگی اش نظیر کار، خانواده و یا حتی بهداشت فردی اهمیتی قائل شود، حمایت ناسالم نیز خود باعث می شود تا حمایت کنندگان دیگر نتوانند برای سایر الویت های زندگیشان اهمیتی قائل شده و به آنها رسیدگی نمایند. آنها برای رها کردن مصرف کننده خود از دست بیماری، زندگی خودشان را به دست فراموشی می سپارند و همین موضوع باعث آشفتگی و سردرگمی زندگیشان می شود.

 چگونگی خودداری از حمایت ناسالم

 

١-از انجام کارهائی که فرد مصرف کننده خودش می تواند انجام دهد خودداری کنید.

٢-مسئولیت پاک شدن و بهبودی او را برعهده نگیرید.

٣-از دادن پول به وی که او را قادر به  خرید مواد می کند خودداری کنید.

۴- از پرداخت هزینه های زندگی وی خودداری کنید چون باعث می شود تا او مصرف مواد را راحت تر ادامه بدهد.

۵-  مسئولیت های زندگی و سلامتی را برعهده خودش بگذارید.

۶-  از پرداخت بدهی های او به دوستان، اقوام، یا فروشندگان مواد خودداری کنید.

٧-  از دروغگوئی در مورد بیماری او و یا  سرپوش گذاشتن بر روی این بیماری و عواقب آن خودداری کنید.

٨-  از توجیه کردن و یا نادیده گرفتن رفتارهای ویرانگر فرد مصرف کننده از جمله ایراد گرفتن ها، پرخاشگری ها و خشونت های او خودداری کنید.

٩-  اجازه ندهید که در محیط خانه و یا در حضور اعضای خانواده مواد مصرف کند.

١٠-  از تهدید کردن او خودداری کنید، ولی در عین حال برای رفتارهای ویرانگر او حد و مرز تعیین کرده و در مورد آنها به هیچ وجه کوتاه نیایید.

١١-همیشه انگیزه خود برای کمک به عضو مصرف کننده خانواده را ارزیابی کنید و از خودتان بپرسید که آیا کمک های شما وی  را به پاک شدن تشویق خواهد کرد؟ یا بلعکس باعث خواهد شد تا او راحت تر به مصرف مواد ادامه دهد.

درمان اعتیاد

شما او را می خواهید، خودش را ، همان را که پیش از اعتیاد بود، شما دل تان برای آن کسی که حالا گم شده است و غریبه جایش را گرفته تنگ شده است ، می خواهید کمکش کنید که اعتیادش را ترک کند، برگردد، از نو شروع کند اما راهش را نمی دانید، هزار و یک پرسش بی پاسخ در واکنش به او در سرتان چرخ می زند مثلا این که حرف زدن با او را از کجا باید شروع کنید؟ اگر انکار کند که معتاد است چه می کنید؟ چگونه می شود به ترک اعتیاد ترغیبش کنید؟ حق درگیر شدن با او را دارید؟ اگر دست یاری تان را پس بزند، کنارش باقی می مانید؟ اگر پرخاشگری کند، چه طور به او پاسخ می دهید؟

 

عباس دیلمی زاده ، مدیر عامل جمعیت خیریه تولدی دوباره می گوید روش هایی مثل مجبور کردن معتادان به ترک یا گلاویز شدن با آنها یا اعتراف گرفتن از آنها درباره اعتیادشان هرگز به نتیجه مثبت و پایدار نمی رسد.

دیلمی زاده حدود 12 سال است که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت می کند او مدرس دوره های « مددیاری اعتیاد » است که در آن روش های برخورد با معتادان را به خانواده های آنان می آموزد.

او برای آموزش در این کلاس ها ، دوره بین المللی « مشاوره وابستگی شیمیایی اعتیاد» را گذرانده است که یکی از بخش های تخصصی آن آموزش روش های برخورد خانواده ها با معتادان است. این درمانگر اعتیاد می گوید « شیوه برخورد خانواده نقش اصلی را در درمان معتادان بازی می کند . »

شاید بهتر باشد گفتگوی مان را از وقتی آغاز کنیم که خانواده ای متوجه می شود یکی از اعضایش درگیر مشکل اعتیاد است. معمولا اولین واکنش معتاد پس از آن که اعضای خانواده اش متوجه اعتیادش می شوند چیست ؟

معمولا معتاد موضوع را انکار می کند. انکار البته به دو شکل مستقیم و پنهان اتفاق می افتد. در شکل مستقیم معتاد اصل قضیه را نفی می کند و می گوید اصلا مواد مخدر مصرف نمی کند و در انکار پنهان می گوید مواد مخدر مصرف می کند اما معتاد نیست، هیچ مشکلی برایش پیش نیامده و هر وقت اراده کند می تواند مواد را کنار بگذارد.

جالب است بدانید که اصلی ترین مشکل خانواده ها در همین مرحله است حتی آنها در کلاس های آموزشی نیز بیشتر درباره این مرحله سوال می کنند و مهمترین اشتباهات را هم در همین مرحله مرتکب می شوند.

درباره این اشتباهات بیشتر توضیح می دهید ؟

منظورم از اشتباهات، رفتارهای نادرستی است که گرچه خانواده به قصد ترک دادن معتاد مرتکب آنها می شوند اما نه تنها باعث درمانش نمی شود و ترغیبش نمی کنند بلکه گاهی ممکن است بیشتر درگیر اعتیادش کنند و حتی باعث حرمت شکنی و تبدیل شدن معتاد عادی به معتاد بسیار پرخاشگر می شوند.

برای نمونه زیاد دیده ام که وقتی معتاد اعتیادش را انکار می کند ، خانواده با او وارد چالش می شود و سعی می کند از او اعتراف بگیرد در حالی که این رفتار به هیچ وجه درست نیست.

یعنی معتقدید که اگر معتاد اعتیادش را انکار کرد نباید به رویش بیاوریم؟ پس چه طور او را به ترک ترغیب کنیم ؟

نه. قرار نیست شما از او اعتراف بگیرید. در شرایط انکار از سوی معتاد، باید یک جلسه مداخله ای تشکیل بدهید.

در این جلسه چه کسانی باید شرکت کنند ؟

اعضای خانواده و کسانی که در زندگی معتاد مهم هستند و از آنها حمایت می گیرد. این افراد باید برای شرکت در جلسه مداخله ای آموزش دیده باشند. ضمنا حضور کسانی که نسبت به معتاد خشم یا رنجش شدید دارند و نمی توانند خودشان را در مواجهه با او کنترل کنند ، در این جلسه ممنوع است. در این جلسه مداخله گر یا مشاور هم می تواند حضور داشته باشد.

در جلسه چه اتفاقی می افتد ؟

پیش از شروع جلسه اعضا باید ویژگی ها مثبت معتاد پیش از اعتیاد و ویژگی های منفی او را پس از اعتیاد یادداشت کرده باشند.

وقتی گفتگو با معتاد آغاز می شود باید ابتدا هر یک از افراد جلسه ویژگی های مثبت فرد را با او مرور کنند و به خاطرات خوشی که با او داشته اند اشاره کنند سپس از ویژگی های منفی که به علت اعتیاد ظاهر شده است حرف بزنند. او دیگر در این مرحله نمی تواند خاطرات و مستندات را منکر شود بنابر این ناچار است که بپذیرد. در حقیقت در این مرحله معتاد قبول می کند که مجموعه ای از رفتارهایش و در مجموع سبک زندگی اش به علت مصرف مواد مخدر تغییر کرده است.

حکمت تعریف کردن این خاطرات خوب می دانید چیست؟ با شنیدن این خاطره ها معتاد احساس می کند ذاتا آدم خوبیست اما کارهای بدش به علت مصرف مواد مخدر است و دیگران می خواهند به او کمک کنند این مشکلات را برطرف کند. در نتیجه او در این مرحله تحقیر نمی شود بلکه به بازگشتش امیدوار می شود. در این مرحله اعضای خانواده با معتاد قراردادی می بندند.

در این جلسه نباید بر سر انکارهای معتاد چالش کنید یا او را وادار کنید اعتراف کند که معتاد است. بلکه بر مبنای این قرارداد از او می خواهید که ویژگی های منفی را که به آنها اشاره کردید، اصلاح کند و در غیر این صورت برخی محدودیت ها و محرومیت ها را درباره اش اعمال می کنید.

کارنامه معتادها همیشه پر از قول هایی برای ترک است که به آنها عمل نکرده اند اگر به عهدش وفا نکرد، چه کنیم؟

اگر معتاد واقعاً به این قرارداد عمل نکند، حتماً باید محرومیت هایی را که درباره اش صحبت کرده اید اعمال کنید در غیر این صورت او به نتیجه می رسد که قول و قرارهای تان جدی نیست و دیگر به آنها عمل نمی کند. توجه داشته باشید که این محرومیت ها باید پله پله باشد یعنی مثلا قرار نیست نخستین محرومیتی که برای معتاد اعمال می کنید بیرون کردنش از خانه یا طلاق باشد بلکه باید به مرور زمان و در صورت همکاری نکردن معتاد مقدار آنها را افزایش داد.

مثال دیگر از رفتارهای نادرست خانواده با معتاد توهین و سرزنش اوست. برای مثال خانواده مشکلات مادی، شغلی و اخلاقی معتاد را به رخش می کشند و دایما سرزنشش می کنند.

گرچه شاید یک انسان سالم با تلنگر سرزنش آمیز دیگران به خودش بیاید اما معتاد این گونه نیست. او تحقیرها را درک می کند، درد می کشد و برای تسکین همان درد باز هم مواد مخدر مصرف می کند یعنی وارد یک دور و تسلسل باطل می شود. درد می کشد چون مواد مصرف می کند، مواد مصرف می کند چون درد می کشد.