حمايت سالم و ناسالم
مواقعی که کمک کردن کارساز نیست
حمایت ناسالم به اقدامات و رفتارهایی گفته می شود که اعضای خانواده به منظور کمک کردن به مفرد مصرف کننده انجام می دهند، اما نتیجه ای جز آسان تر شدن مصرف مواد برای او به همراه ندارد. آنها اغلب نمی دانند که این نوع کمک های آنان به فرد مصرف کننده، باعث شدت پیدا کردن بیماری او می شود. اعضای خانواده مصرف کنندگان تصور می کنند که رفتارهایی کاملا طبیعی و از روی عشق و علاقه نسبت به فرد از خود نشان می دهند. با آنکه نیت آنها برای کمک به مصرف کننده کاملا مثبت بوده و قصد آنها نجات دادن او از رنج و بلاهائی است که اعتیاد بر سرش آورده، اما به تجربه بارها ثابت شده است که این گونه کمک ها برای فرد مصرف کننده زیان آور و در مواقعی حتی مرگبار است، چون باعث می شود تا فرد مصرف کننده به این نتیجه برسد که هر بلا و گرفتاری که بر اثر مصرف برسرش بیاید اعضای خانواده مشکلاتش را حل می کنند و نخواهند گذاشت تا او به نابودی کشیده شود . همین تصور غلط باعث خواهد شد تا وی بدون نگرانی و به راحتی به مصرف مواد ادامه دهد.
تجربه نشان داده است که اکثر مصرف کنندگان برای آگاه شدن از شدت آسیب های بیماری اعتیاد و تمایل پیدا کردن به بهبودی، نیاز دارند تا با عواقب واقعی بیماریشان رو به رو شوند. زمانی که آنها به اوج بدبختی و فلاکت می رسند مجبور می شوند تا انکار کردن را رها کرده و مشکل خود و عوارض ناگوار آن را بپذیرند. این دقیقا همان زمانی است که برای ترک و آغاز کردن مسیر بهبودی خود کمر همت بسته و دست به کار می شوند.
تفاوت بین حمایت سالم و ناسالم
بیشتر اعضای خانواده مصرف کنندگان به راحتی نمی توانند فرق بین کمک کردن به فرد مصرف کننده برای پاک شدن و حمایت ناسالم از او را تشخیص دهند. بین این دو نوع حمایت تفاوت بسیار ظریفی وجود دارد. دانستن تفاوت بین حمایت سالم و ناسالم به هوشمندی و زیرکی شما بستگی دارد. برای این منظور از خودتان بپرسید که انگیزه شما برای کمک کردن به فرد مصرف کننده چیست؟ آیا چون از اینکه یکی از اعضای خانواده شما مصرف کننده است احساس شرمندگی کرده و می خواهید آبرو و حیثیت خانواده را در بین اقوام و آشنایان حفظ کنید؟ اگرچه ممکن است با این روش بتوانید مصرف عزیزتان را برای مدتی از دیگران مخفی نگه دارید، اما این گونه رفتارهای شما اساسا هیچ کمکی به پاک شدن فردمصرف کننده نخواهد کرد. باید بدانید که کمک ها و حمایت های شما هر اندازه هم که باشد نمی تواند فرد مصرف کننده را به پاک شدن وادار کند و این فقط خود شخص است که می تواند خودش را از جهنمی که در آن قرار دارد خلاص کند.
برای تشخیص تفاوت بین حمایت ناسالم و کمک کردن (حمایت سالم) بهتر است ببینیم که معنی این دو لغت چیست. در فرهنگ لغت، کمک کردن به معنی تلاش برای نجات دادن یک نفر یا انجام دادن کاری برای یک نفر دیگر، در شرایطی که خودش به تنهایی قادر به انجام دادن آن نیست. حمایت ناسالم یعنی قادر ساختن یک فرد به انجام دادن یک کاری یا فراهم کردن امکان انجام آن کار برای او. به این ترتیب، هرگاه که کمکی به عزیز مصرف کننده می کنید که باعث دور شدن او از عواقب بیماری و راحت تر شدن مصرف وی می شود، این کار در واقع حمایت ناسالم به حساب می آید. اگر شما واقعاً و از صمیم قلب خواهان کمک کردن به عزیز مصرف کننده خود هستید، دفعه بعدی که خواستید کاری برای او انجام دهید از خودتان بپرسید که آیا فردمصرف کننده به عنوان یک انسان بالغ خودش قادر به انجام آن کار هست یا خیر. وقتی با مصرف کننده خود مانند کودکی برخورد می کنید که به کمک و مراقبت نیاز دارد، در واقع مسئولیت زندگی توام با مصرف او را بر دوش می گیرید و دو پیام بسیار زیان آور برای او ارسال می کنید: اول این که ادامه مصرف مواد اشکالی ندارد چون شما در کنار او هستید تا از او مراقبت کرده و گرفتاری هایش را برطرف کنید. دوم اینکه شما او را تحقیر کرده و ناتوان می پندارید، چراکه او را به عنوان یک انسان عاقل و بالغ که مسئول زندگی و سلامتی خودش است، به حساب نمی آورید. شما باید بپذیرید که مصرف کننده شما فردی ضعیف، احمق یا کودک نیست بلکه انسانی است که به یک بیماری مزمن مبتلا شده و تنها زمانی که واقعا تمایل به درمان بیماری خود داشته باشد خواهد توانست اقدامات لازم را انجام دهد. این تمایل واقعی در بیشتر مواقع زمانی فرا می رسد که فرد مصرف کننده به اندازه کافی پیامد ها و ناگواری های ناشی از مصرف خود را تجربه کرده باشد. با آنکه برای اعضای خانواده بسیارسخت است که ببینند مصرف کننده شان در عذاب و بدبختی غوطه ور است، اما باید بدانند که با حمایت های ناسالم خود وی را به سمت ادامه مصرف مواد و فلاکت و بدبختی بیشتر و درنهایت به سوی مرگ سوق می دهند.
نمونه هائی از حمایت ناسالم اعضای خانواده از فرد مصرف کننده، به بهانه کمک کردن به او در زیر آورده شده اند:
١- نجات دادن او از دردسرهایی که به علت مصرف، خودش گرفتار آنها شده است. مثلا گذاشتن وثیقه برای آزاد کردن او از زندان، یا گرفتن وکیل برای دفاع از وی در دادگاه.
٢- پرداخت کردن بدهی ها، چک ها و یا قبوض فرد مصرف کننده – به این علت که باعث می شود وی به جای پرداخت این بدهی ها، پول خود را صرف خرید مواد مخدر کند. .
٣- کمک های مالی و دادن پول به فرد مصرف کننده زمانی که همه اعضای خانواده می دانند که او این پول را مستقیما صرف تهیه مواد خواهد کرد و نه چیزی که ادعا می کند.
۴-دلیل و بهانه آوردن برای توجیه رفتارهای غیر مسئولانه فرد مصرف کننده. مثلا زمانی که به منظور مصرف مواد خود را به مریضی زده و از شما می خواهد تا به محل کار یا مدرسه او تلفن کرده و بگوئید که او به علت بیماری نمی تواند برسرکار یا کلاس درس حاضر شود.
۵- سرپوش گذاشتن روی رفتارهای ویرانگر فرد مصرف کننده که هم برای خودش و هم برای شما دردسر آفرین هستند. مثلاتوجیه رفتار های خشونت آمیز او به علت تحت فشار بودن و حق را به جانب مصرف کننده دادن.
۶- بر عهده گرفتن مسئولیت ها و وظایفی که خود فرد مصرف کننده باید بر عهده بگیرد. مثلا تامین کردن هزینه های زندگی فرد، در شرایطی که او از کار کردن امتناع می کند و یا انداختن بار مسئولیت های او بر دوش یکی دیگر از اعضای خانواده که در حال حاضر هزینه های زندگی را تامین می کند.
٧- باور کردن دروغ ها و وعده های پوچ و توخالی فرد مصرف کننده که باعث اعتماد کردن و دادن یک فرصت دیگر به او می شود.
٨-انکار کردن مصرف او و یا تاثیرات ناگوار آن بر زندگی اطرافیان. مثلا این ادعا که مصرف مواد او موضوعی چندان مهمی نیست و او پس ازمدتی آن را کنارخواهد گذاشت، درصورتی که واقعا شاهد نابود شدن زندگی همه اعضای خانواده بر اثر بیماری او هستید.
٩-مخفی کردن بیماری او به این دلیل که آشکار شدن این موضوع باعث سرشکستگی و شرمندگی شما و سایر اعضای خانواده می شود.
١٠- دروغ گفتن به دیگران از جانب فرد مصرف کننده برای حفظ آبرو یا سرپوش گذاشتن بر روی رفتار او.
١١- نادیده گرفتن و صحبت نکردن درباره مشکل او به دلیل ترس و وحشت از واکنش های ناخوشایندی که فرد مصرف کننده از خود نشان می دهد.
اثرات حمایت ناسالم بر خانواده
١. قربانی اعتیاد شدن
وقتی یکی از اعضای یک خانوادهمصرف کننده است، زندگی سایر اعضای آن خانواده نیز به علت توجه بیش از حد به فرد مصرف کننده از حالت عادی و طبیعی خارج می شود. همه اعضای خانواده به نوعی تحت تاثیر عواقب ناگوار بیماری فرد مصرف کننده قرار گرفته و از خود واکنش نشان می دهند و زندگی شان به نحوی مختل می شود. برخی از آنها کاملاً زندگی شخصی خود را به دست فراموشی سپرده و همه وقت و انرژی خود را برای نجات فرد مصرف کننده صرف می کنند. بعضی بیماری فرد را انکار کرده و همه تلاش خود را برای وانمود کردن این که در خانواده هیچ مشکلی وجود ندارد صرف می کنند. برخی دیگر از اعضای خانواده با خشم و عصبانیت به فرد واکنش نشان داده و برای وادار کردن او به قطع مصرف مواد و تبدیل شدن به یک عضو ایده آل در خانواده، همواره در حال جنگ و جدال می باشند. نکته مهم این است که همه این تلاش ها در واقع نوعی حمایت ناسالم به شمار آمده و هیچ تاثیر مثبتی در متمایل شدن فرد مصرف کننده به بهبودی نخواهد داشت.
حمایت ناسالم از جمله عواملی است که نشان می دهد بیماری اعتیاد تا چه حد در زندگی بقیه اعضای خانواده نیز تاثیر می گذارد. وقتی اعضای خانواده به زندگی تلخ و ناسالمی که در کنار عضو مصرف کننده خانواده دارند عادت کرده و همه رفتارهای ناپسند و عذاب آور او را تحمل می کنند، ناخودآگاه نشان می دهند که بیماری اعتیاد زندگی آنها را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را هم در دام خود گرفتار کرده است. علت اصلی حمایت ناسالم از فرد مصرف کننده این است که اعضای خانواده تصور می کنند که قدرت آنرا دارند که با مهر و محبت یا تنبیه و مجازات، مصرف کننده خود را مجبور به قطع مصرف مواد کنند. همین تصورات باطل، باعث می شود که اعضای خانواده به شدت خود را درگیر زندگی فرد مصرف کننده کرده و با این کار خودشان نیز بیشتر و بیشتر گرفتار تبعات ناگوار این بیماری می شوند. کمک های شما به فرد مصرف کننده به منظور نجات دادن او از این بیماری، در واقع نشان می دهد که خود شما نیز در دام اعتیاد او گرفتار شده و دچار یک طرز فکر ناسالم شده اید. اعضای خانواده فرد مصرف کننده به اشتباه خیال می کنند که با کمک کردن به فرد مصرف کننده، می توانند او را از دام بیماری رها کنند. با آن که بارها و بارها ثابت شده است که کمک های آنها به مصرف کننده نتیجه ای جز شکست به همراه نداشته است اما آنها باز هم به حمایت های ناسالم خود ادامه می دهند. این طرز فکر و رفتارهای اعضای خانواده نه تنها فرد مصرف کننده را به ادامه مصرف مواد ترغیب می کند، بلکه به کیفیت زندگی خودشان و اطرافیانشان نیز آسیب می رساند.
٢. زندگی در بحران
هیچ کس ادعا نمی کند که زندگی در کنار یک فرد مصرف کننده کار آسانی است. بیشتر اوقات اعضای خانواده به طور غریزی به فرد کمک می کنند و یا نوع کمکشان بر اساس مطالبی است که ازفرهنگ و جامعه خود یاد گرفته اند. بعضی از اوقات نیز چاره ای ندارند جز اینکه برای حل و فصل مشکلات و بحران ها به فرد مصرف کننده کمک کنند. آنها ناچار می شوند برای پیشگیری از متلاشی شدن کانون خانواده هر کاری که از دستشان بر می آید را انجام دهند. مثلا هنگامی که حکم دادگاه برای توقیف خانه ای که شما برای آزادی مصرف کننده گرو گذاشته اید به شما ابلاغ می شود، شما چاره ای ندارید جز این که همه پس انداز خود که سال ها برای جمع آوری آن زحمت کشیده بودید را برای حفظ خانه خود هزینه کنید. یا مثلا زمانی که فرزند مصرف کننده شما در زندان است، ناخود آگاه همه فکر و خیال شما این است که هر چه زودتر او را از زندان آزاد کنید. دست برداشتن از این نوع کمک ها فرایندی است که به مرور زمان یاد خواهید گرفت. خودداری کردن از حمایت ناسالم کار بسیار سختی است و هیچ خانواده ای نمی تواند این کار را صد در صد درست انجام دهد. هر خانواده ای با توجه به شرایطی که در آن قرار دارد باید برای خود تصمیم بگیرد که چگونه می تواند به طور سالم و موثر به مصرف کننده خود کمک کند. در بیشتر اوقات اعضای خانواده زمانی کاملا رفتارشان را تغییرمی دهند که متوجه شوند تمام کمک هایشان به فرد بیهوده و بی نتیجه بوده است و آن وقت است که برای نجات دادن زندگی خودشان، از حمایت های ناسالم دست بر می دارند. خبر خوب و امیدوار کننده این است که اعضای خانواده با خودداری کردن از کمک های ناسالم به مصرف کننده خود هم او را برای پاک شدن تشویق می کنند، و هم زندگی خودشان را از تاثیرات ویرانگر بیماری اعتیاد پاک می سازند.
٣. زندگی با شرم و ترس
اعتیاد بیماری است که با شرمساری و سرافکندگی فراوان همراه است. همانطور که فرد مصرف کننده بیماری خود را انکار می کند، اعضای خانواده او نیز وجود مصرف کننده در بین اعضای خانواده را انکار می کنند. اعتراف کردن به اینکه یکی از اعضای خانواده شما مصرف کننده است کار بسیار دشواری است، چون این موضوع خصوصاً در جوامع و فرهنگ هائی که اعتیاد یک مشکل رفتاری و اخلاقی محسوب می شود، مانند یک ننگ بر پیشانی آن خانواده محسوب می شود. . اعضای خانواده از آن بیم دارند که خوشنامی و آبروی آنها بر اثر ننگ ناشی از مصرف کننده بودن یکی از اعضای خانواده از بین برود و به همین علت در بسیاری از مواقع برای پنهان ماندن مصرف او، اقدام به حمایت ناسالم از او می کنند. گاهی نیز احساس گناه و مقصر دانستن خود در قبال مصرف کننده شدن عضو خانواده ، موجبات حمایت ناسالم اعضای خانواده را فراهم می کند. مثلا بعضی از والدین تصور می کنند که مصرف کننده شدن فرزند آنها در واقع تقصیر آنها بوده و آنها بوده اند که با تربیت نادرست فرزندشان موجبات بیماری او را فراهم کرده اند و اکنون نیز به همین دلیل اقدام به کمک کردن به او می کنند. لازم است از خودتان بپرسید که آیا در صورتیکه فرزند شما به بیماری دیگری غیراز اعتیاد مبتلا بود، آیا شما از ناخوش بودن او احساس خجالت و شرمندگی می کردید و سعی در پنهان کردن بیماری او داشتید؟ اگر اعضای خانواده این واقعیت را بپذیرند که اعتیاد نیز نوعی بیماری است، در آنصورت راحت تر می توانند خود را از چنگ بسیاری از بدبختی هایی که حمایت ناسالم برای آنها بوجود آورده است نجات دهند
۵. زندگی در تباهی
زمانی که اعضای خانواده همه وقت و انرژی خود را برای حل مشکلات و مسائلی که فرد مصرف کننده ایجاد کرده است صرف می کنند، آسایش و سلامت زندگی خود را از دست می دهند. همان طور که برای فرد مصرف کننده تهیه و مصرف مواد خودش به یک کار تمام وقت تبدیل شده و باعث می شود تا او دیگر نتواند برای سایر مسئولیتهای زندگی اش نظیر کار، خانواده و یا حتی بهداشت فردی اهمیتی قائل شود، حمایت ناسالم نیز خود باعث می شود تا حمایت کنندگان دیگر نتوانند برای سایر الویت های زندگیشان اهمیتی قائل شده و به آنها رسیدگی نمایند. آنها برای رها کردن مصرف کننده خود از دست بیماری، زندگی خودشان را به دست فراموشی می سپارند و همین موضوع باعث آشفتگی و سردرگمی زندگیشان می شود.
چگونگی خودداری از حمایت ناسالم
١-از انجام کارهائی که فرد مصرف کننده خودش می تواند انجام دهد خودداری کنید.
٢-مسئولیت پاک شدن و بهبودی او را برعهده نگیرید.
٣-از دادن پول به وی که او را قادر به خرید مواد می کند خودداری کنید.
۴- از پرداخت هزینه های زندگی وی خودداری کنید چون باعث می شود تا او مصرف مواد را راحت تر ادامه بدهد.
۵- مسئولیت های زندگی و سلامتی را برعهده خودش بگذارید.
۶- از پرداخت بدهی های او به دوستان، اقوام، یا فروشندگان مواد خودداری کنید.
٧- از دروغگوئی در مورد بیماری او و یا سرپوش گذاشتن بر روی این بیماری و عواقب آن خودداری کنید.
٨- از توجیه کردن و یا نادیده گرفتن رفتارهای ویرانگر فرد مصرف کننده از جمله ایراد گرفتن ها، پرخاشگری ها و خشونت های او خودداری کنید.
٩- اجازه ندهید که در محیط خانه و یا در حضور اعضای خانواده مواد مصرف کند.
١٠- از تهدید کردن او خودداری کنید، ولی در عین حال برای رفتارهای ویرانگر او حد و مرز تعیین کرده و در مورد آنها به هیچ وجه کوتاه نیایید.
١١-همیشه انگیزه خود برای کمک به عضو مصرف کننده خانواده را ارزیابی کنید و از خودتان بپرسید که آیا کمک های شما وی را به پاک شدن تشویق خواهد کرد؟ یا بلعکس باعث خواهد شد تا او راحت تر به مصرف مواد ادامه دهد.